برسرآنم که گرزدست برآیددست به کاری زنم غصه برآیدخلوت دل نیست به جای صحبت اضداددیوچوبیرون رود فرشته درآیدصحب حکام ظلمت شب یلداستنور زخورشید جوی بوکه برآیدبردرارباب بی مروت دنیاچندنشینی کی خواجه به درآیدترک گدایی مکن که گنج بیابیازنظرره روی که درگذر آیدصالح وطالح متاع خویش نمودندتاکه قبول افتد ودرنظرآیدبلبل عاشق تو عمرخواه که آخرباغ شود سبز وشاخ گل به برآیدیلداتون مبارک زندگی دفتری از خاطره هاست...
ما را در سایت زندگی دفتری از خاطره هاست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: چهارشنبه 14 دی 1401 ساعت: 9:55